گرسنگى و سكوت، خلوت و سجود

يا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها.
قالَ: يا رَبِّ! ما مِيراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِكْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَيْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا يُبالِي عاشَ بِيُسْر أمْ بِعُسْر.

اى احمد! اى كاش مى دانستى كه گرسنگى و سكوت و تنهايى چه لذّت و آثارى دارند!
عرض كرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟

فرمود: حكمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن هميشگى*، كم خرج بودن بين مردم، حق گويى، بى اعتنايى به سختى يا آسانى زندگى.



يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي بِأَيِّ وَقْت يَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَيَّ؟قالَ: لا يا رَبِّ.
قالَ: إذا كانَ جائِعاً أوْ ساجِداً.


اى احمد! آيا مى دانى چه هنگامى بنده به من نزديك مى شود؟عرض كرد: خير، اى پروردگار من! فرمود: وقتى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.

*در روایات فراوانی از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده و این سخن بدان معنا نیست که انسان پیوسته عبوس و خشن باشد بلکه منظور حالتی ست در برابر سرمستی و نشاط و شادی بی مورد و بی حد که از صفات منحط حیوانی است. البته ممکن است حزن در امور مادی و عقب ماندن از دنیا داران در مسابقه ثروت اندوزی رخ دهد که به هیچ وجه ممدوح نیست بلکه حزنی که در برابر شادی بی حد و مستی غافلانه قرار گیرد شایسته ی مدح است.