تبليغاتX
یادگاران هشت سال دفاع مقدس(گ ابوالفضل)
گردان خط شکن ابوالفضل لشگر امام حسین(‘ع)

خداوند متعال مي فرمايد:

اگر كساني كه از من روگردان هستند بدانند كه من چگونه مشتاقانه در انتظار بازگشت و توبه ي آنها هستم هر آينه از شوق به من مرگ را به آغوش مي كشيدند و بند هاي بدنشان از هم گسيخته ميشد!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 10:52  توسط مجتبی نجات بخش  | 

اشعار فاطمی



شنيدم من حديثى آسمانى

ز ابن فهد حلى پر معانى

 كه زهرا در دم راز و نيازش

برفتى چون به معراج نمازش

 شد آن سان حال آن حق را عصاره

نفس‏هايش فتادى در شماره

 جهان بر روح او حقا قفس بود

تجلى خدا در هر نفس بود

 ز بصرى جاى ديگر اين شنيدم

كه من عابدتر از زهرا نديم

 زبس در طاعت آن ام الكرم بود

دو پاى نازينش پر ورم بود

 گرفتم يك نتيجه زين دو مطلب

كه در اوج بلايا ام زينب

 همان روزى كه آتش شعله افروخت

همان روزى كه باب اللَّه مى‏سوخت

 ادا مى‏كرد در دهليز آن در

نماز عشق، آن هم عشق  حيدر

 نفس‏هايش شمار افتاده بود او

 چوگل در رهگذار افتاده بود او

 نماز عشق زهرا ديدنى بود

مصلّى و مصلّى ديدنى بود

 على محو نماز ساده او

نمى‏از خون دل سجاده او

 نماز عشق را نورى جلى بود

تمام نيت او يا على بود

 چو او در پشت در تكبير مى‏زد

 عدو با قبضه شمشير مى‏زد

 عجب ذكرى عجب خونين سجودى

شرار و بوستان، ياس و كبودى

 قنوتى بر ولايت متهم داشت

سبب اين بود بازويش ورم داشت

 شنو از خون و دود و  شعله تسبيح

كند دشمن خودش اين گونه تصريح:

 به بيت فاطميان چون رسيدم

به جز بغض على ديگر نديدم

 دلم لبريز از ناحق خود بود

درون من به‏پا بدر و اُحد بود

 شنيدم تا زدم بر درب بسته

صداى استخوانهاى شكسته

} -  از شاعر اهل‏بيت حاج سيد محمد مير هاشمى.  {

منبع: سایت فاطمیه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:9  توسط مجتبی نجات بخش  | 

ردیف

تاریخ

آدرس

1

7/3/88

بزرگراه چمران خ بعثت (دولت آباد) کوی اشرفی اصفهانی پلاک 22 منزل حاج آقا خسرو شاهی

2

15/3/88

خ اشرفی اصفهانی محله لادان مسجد مطهری خانواده شهید عباس جانثاری

3

12/4/88

خ شریف شرقی تقاطع بانک ملت کوچه پاسگاه سابق مدرسه شهید شریفی منزل علی عسگری

4

4/5/88

ولادت امام حسین (ع) و شب ولادت حضرت اباالفضل گلستان شهدا

5

23/5/88

خ جی کوجه جنب مسجد امیذ المومنین منزل احمد کمالی

6

6/6/88

جمعه هفتم رمضان خ هشت بهشت شرقی کوی 12 بهمن منزل قاسمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:52  توسط مجتبی نجات بخش  | 


امام علی علیه السلام
باز گیتی را نشاط و شور سرتاسر گرفت عالم ایجاد از نو، زینت و زیور گرفت
زین سعادت تهنیت‎گو گشته‎اند افلاکیان صحنه گیتی چو بر خود رونقی دیگر گرفت
در چنین روزی ز لطف دوست خاک تیره فام  روشنی بر خویش همچون مهر روشنگر گرفت
در چنین روزی که باشد عید مسعود غدیر  مرغ جان اهل حق از شوق، بال و پر گرفت
هست روزی پر بها، زیرا که ختم انبیاء بهر تعیین خلافت بازوی حیدر گرفت
منبع جودی که حاجتمند هنگام نماز از کف ذی جود فیاض وی انگشتر گرفت
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار هست عنوانی که از حق، خواجه قنبر گرفت
ای خوش آن نیک اختری کز روی ایمان و خلوص در دو عالم دامن آن مظهر داور گرفت
کی نِشیند تا ابد گَرد کدورت بر دلی کز ولایش روشنی چون خسرو خاور گرفت
می‎شود سیراب از سرچشمه فیض خدای هر کسی جامی ز دست ساقی کوثر گرفت
می‎توان با مهر آن مولا به گلزار بهشت "اشتری" جا در برش چون مالک اشتر گرفت

مرتضی اشتری اصفهانی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:34  توسط مجتبی نجات بخش  | 


عید غدیر خم
خم غدیر و ساقی و صهبای احمد است بزم سرور و عید احبّای احمد است
شور عظیم تاجگذاریّ مرتضی است روز ظهور آیت کبرای احمد است
فرمان رسیده از طرف ذات کبریا بعد از نبی، علی است که همتای احمد است
یعنی یکی است امر نبی و وصیِ او احکام مرتضی همه فتوای احمد است
دهها هزار زایر حق کرده ازدحام مرآت حق نما قد و بالای احمد است
صحراست پر خروش و گدازنده آفتاب یا رب مگر قیامت دنیای احمد است
«طاها» به روی منبر و حیدر کنار اوست امروز یک نمونه ز فردای احمد است
معراج مرتضی است که همدوش مصطفی است دست علی به دست توانای احمد است
حال عبادت است «حسان» در نشاط ما فرمان این سرور به امضای احمد است

حبیب الله چایچیان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:33  توسط مجتبی نجات بخش  | 


غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی مواج از کرامتهاست.

"غدیر" ، دریایی از باور و بصیرت ، در کویر حیرت و هامون ضلالت است ، تا کام جان ها از آن سیراب شود.

"غدیر" ، یک " کتاب مبین" است.

سندی برای تداوم خط "رسالت" در جلوه "امامت"

"غدیر" ، برای تشنگان ، چشمه زلال هدایت است ، و برای ره گم کردگان ، صراطی است که به "سنت پیامبر" منتهی می شود.

غدیر ، عید ولایت است.

و ... غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از " آب حیات " و دریایی مواج از فضایل است.

"غدیر" ، روز اکمال دین و اتمام نعمت بود.

"غدیر" ، برنامه ای الهی برای حیرت زدایی از اذهان و اعمال امت ، در افقهای آینده تاریخ بود.

"غدیر" ، تداوم خط رسالت ، در جلوه "امامت " است.

پس ... "عاشورا" با "امامت" پیوند دارد ، و "غدیر" با "کربلا" پیوسته است.

اگر امت ، "غدیر" ها را پاس بدارند ، "عاشورا" های مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت پیش نمی آید و خورشید امامت ، در محاق خلافت قرار نمی گیرد.

امت بی امام ، رمه بی چوپان است و گله بی شبان و راه بی علامت و ... شب بی چراغ ، کشتی بی ناخدا ، دشت بی چشمه ، و ... قنات خشکیده و بی آب!... رهشناس تر از "مولود کعبه" کیست؟ و قاطع تر از "ابو تراب" و پسندیده تر از "مرتضی" و والاتر از "علی" کدام است؟

علی (علیه السلام) ، "غدیر خم" را از دریای فضائلش به موج نشانده است و رسول گرامی اسلام ، دست روی چهره خوب و شایسته ای گذاشته است ، علی ، برگزیده محمد نیست ، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست.

غدیر ، کاشتن بذر ولایت در جان هاست.

غدیر ، نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت هاست.

غدیر ، روز تکمیل دین و اتمام نعمت است.

غدیر ، "عید الله الاکبر" است، عید آل محمد (ص) ، عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر.

غدیر ، عید عدالت و رهبری است ، عید انسانیت و کمال طلبی است ، عید شعله افکنی بر اندیشه هاست.

غدیر ، روز بشریت و روز "انسان" است ، غدیر ، "تداوم رسالت محمد" در "ولایت علی" است.

غدیر عید "پیمان"  و "میثاق" و "عهد" است.   
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:31  توسط مجتبی نجات بخش  | 



گرسنگى و سكوت، خلوت و سجود

يا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها.
قالَ: يا رَبِّ! ما مِيراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِكْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَيْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا يُبالِي عاشَ بِيُسْر أمْ بِعُسْر.

اى احمد! اى كاش مى دانستى كه گرسنگى و سكوت و تنهايى چه لذّت و آثارى دارند!
عرض كرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟

فرمود: حكمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن هميشگى*، كم خرج بودن بين مردم، حق گويى، بى اعتنايى به سختى يا آسانى زندگى.



يا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِي بِأَيِّ وَقْت يَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَيَّ؟قالَ: لا يا رَبِّ.
قالَ: إذا كانَ جائِعاً أوْ ساجِداً.


اى احمد! آيا مى دانى چه هنگامى بنده به من نزديك مى شود؟عرض كرد: خير، اى پروردگار من! فرمود: وقتى كه گرسنه يا در حال سجده باشد.

*در روایات فراوانی از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده و این سخن بدان معنا نیست که انسان پیوسته عبوس و خشن باشد بلکه منظور حالتی ست در برابر سرمستی و نشاط و شادی بی مورد و بی حد که از صفات منحط حیوانی است. البته ممکن است حزن در امور مادی و عقب ماندن از دنیا داران در مسابقه ثروت اندوزی رخ دهد که به هیچ وجه ممدوح نیست بلکه حزنی که در برابر شادی بی حد و مستی غافلانه قرار گیرد شایسته ی مدح است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:15  توسط مجتبی نجات بخش  | 


دورى از خوى بچگانه

يا أحْمَدُ! اِحْذَرْ أنْ تَكُونَ مِثْلَ الصَّبِيِّ إذا نَظَرَ إلَى الاْخْضَرِ وَالاْصْفَرِ أحَبَّهُ وَإذا أُعْطِيَ شَيْئاً مِنَ الْحُلْوِ وَالْحامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ.
اى احمد! بپرهيز از اينكه مانند بچّه باشى كه هرگاه به سبز و زرد نظر مى افكند، به آنها دل مى بندد و يا ترش و شيرين در اختيارش قرار مى گيرد، نسبت به آن فريفته مى شود.

عوامل تقرب به پروردگار

فَقالَ: يارَبِّ! دُلَّنِي عَلى عَمَل أتَقَرَّبُ بِهِ إِلَيْكَ.
قالَ: اجْعَلْ لَيْلَكَ نَهاراً وَنَهارَكَ لَيْلاً.
قالَ: يارَبِّ! كَيْفَ ذلِكَ؟ قَالَ: اجْعَلْ نَوْمَكَ صَلاةً وَطَعامَكَ الْجُوعَ.
يا أحْمد! وَعِزَّتي وَجَلالِي ما مِنْ عَبْد ضَمِنَ لِي بِأَرْبَعِ خِصال إِلاّ أدْخَلْتُهُ الْجَنّةَ، يَطْوِي لِساَنهُ فَلا يَفْتَحُهُ إِلاّ بِما يَعْنِيهِ وَيَحْفَظُ قَلْبَهُ مِنَ الْوَسْواسِ وَيَحْفَظُ عِلْمي وَنَظَري إِلَيْهِ وَتَكُونُ قُرَّةُ عَيْنَيْهِ الْجُوعُ.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كرد: خداوندا! مرا راهنمايى كن كه با چه كارى به تو تقرّب جويم؟
خداوند فرمود: شب خود را روز و روز خود را شب قرار بده.
عرض كرد: چگونه چنين كنم؟
فرمود: خوابت را نماز و غذايت را گرسنگى قرار بده.
اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند كه هر بنده اى كه چهار صفت را براى من ضمانت كند، من نيز او را به بهشت وارد مى كنم:
زبانش را در كام بپيچد و حرف نزند مگر آنكه آن سخن براى او مفيد و ثمر بخش باشد.
قلب خود را از وسوسههاى اهريمنى حفظ كند.
همواره بيانديشد كه من به او آگاه و بر كارهايش ناظر هستم.
و گرسنگى، نور چشمانش باشد (گرسنگى را دوست بدارد). *

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:14  توسط مجتبی نجات بخش  | 




يا أحْمَدُ! إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِي الدُّنْيا وَارْغَبْ فِي الاْخِرَةِ.
فَقالَ: يا إلـهي! كَيْفَ أزْهَدُ فِي الدُّنْيا؟فقالَ: خُذْ مِنَ الدُّنْيا حَفْناً مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ وَلا تَدَّخِر لِغَد وَدُمْ عَلى ذِكْرِي.
فَقالَ: يا رَبِّ! كَيْفَ أدُومُ عَلى ذِكْرِكَ؟فَقالَ: بِالْخَلْوَةِ عَنِ النّاسِ وَبُغْضِكَ الْحُلْوَ وَالْحامِضَ وَفَراغِ بَطْنِكَ وَبَيْتِكَ مِنَ الدُّنْيا.


اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترين مردمان باشى، نسبت به دنيا زهد پيشه كن و نسبت به آخرت رغبت داشته باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زهد بورزم؟



خداوند فرمود: از خوراك و آشاميدنى و پوشاك دنيا به اندازه خيلى كم (دو كف دست) استفاده كن و براى فردا چيزى ذخيره مكن و همواره به ياد من باش.


پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: خداوندا! چگونه همواره به ياد تو باشم؟



خداوند فرمود: با دورى از مردم* و كينه نسبت به ترش و شيرين و خالى نگهداشتن شكم و خانه از دنيا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:11  توسط مجتبی نجات بخش  | 




يا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَحابِّينَ فِيَّ ، وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَواصِلِينَ فِيَّ وَوَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَوَكِّلِينَ عَلَيَّ ، وَلَيْسَ لَِمحَبَّتِي عَلَمٌ وَلا نِهايَةٌ ، وَكُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً.
أُولـئِكَ الَّذِينَ نَظَرُوا إلَى الَْمخْلُوقِينَ بِنَظَرِي إلَيْهِمْ وَلَمْ يَرْفَعُوا الْحَوائِجَ إلَى الْخَلْقِ.
بُطُونُهُمْ خَفِيفَةٌ مِنْ أكْلِ الْحَرامِ.
نَعِيمُهُمْ فِي الدُّنْيا ذِكْرِي وَمَحَبَّتِي وَرِضائِي عَنْهُمْ.


اى محمد! محبّت من شامل كسانى است كه به خاطر من محبّت می كنند، و به خاطر من عطوفت و مهربانى مى كنند، و به خاطر من با ديگران مى پيوندند، و محبّت من شامل كسانى است كه بر من توكّل مى كنند.


و براى محبت من نه نشانه مخصوصى است و نه پايان و نهايتى.
هرگاه كه يك نشانه را از سر راه محبوبان خويش بر دارم نشانه ديگرى را قرار خواهم داد.


اينان كسانى هستند كه به مردم به همان گونه كه من نگاه مى كنم، مى نگرند و دست نياز به سوى خلق دراز نمى كنند.
شكم آنها از مال حرام خالى است.
خوشى و كامرانى آنها در دنيا ذكر و محبّت و رضايت من از ايشان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:11  توسط مجتبی نجات بخش  |